السيد الطباطبائي
116
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
از اين واژه مى گويد ( واوىّ ) . تا اشتباهى رخ ندهد . يلهى همان يلهو است كه با ( ى ) نيز تلفّظ مىشود . بنابراين ، با صيغه امر در عبارت فوق ، از شخصى خواسته مىشود كه عمداً شخص ديگر را ترك كند . اكنون : آيا دربار بعث و حضور مردم در محشر ، بر « تدريج » معتقد باشيم يا نه ؟ - ؟ بسته به اين است كه مراد از تدريج چيست ؟ : 1 - مراد از تدريج اين است كه همگان در يك آن و لحظه در محضر حاضر نشوند و با نوعى تدريج زنده شده و به محشر بروند . نظر به اين كه ما ( پيروان ائمه - ع - ) به معاد جسمانى معتقد هستيم ، نه به معاد مثالى و خيالى . و عالَم جسمانى عالَم زمانمند است و زمان عين « تدريج » است بايد گفته شود كه عالَم محشر ( و عالَم بهشت و دوزخ ) زمانمند و با تدريج است . 2 - مراد از تدريج اين باشد كه گروهى يا بخشى از مردم به دليل چگونگى اعمال شان زمان مديدى در برزخ متروك خواهند ماند . دليل محكمى از قرآن و حديث براى اين گونه تدريج نداريم مگر اشعارهائى كه مرحوم طباطبائى به آن ها اشاره كرد و فرمود : بايد اين گونه اخبار ، تأويل يا مردود شوند . بنابراين هر دو نظر علامه طباطبائى درباره اصل هر دو مطلب درست است . اما نه بر اساس استدلالى كه فرموده اند . تأويل و يا مردود دانستن اخبار مشعر مذكور ، به دليل « اعمال تعادل و تراجيح » است نه به دليلى كه ايشان فرموده اند . زيرا وقتى كه « ملهّو » را درست معنى كنيم ، نه محال عقلى است و نه محال از نظر كتاب و سنّت .